تبليغاتX
آموزش جادوگری.علوم غريبه.متافيزيك.يوگا..

سلام خدمت دوستاران علوم ماوراء این وبلاگ در علوم:متافیزیک-علوم غریبه و شعبده حرفه ای فعالیت دارد و استاد شاگرد میپذیرد که میتوانید برای کسب اطلاعات بیشتر تماس حاصل فرمائید:09192209616 آیدی:maz7293 با تماس زودتر جواب میگیرید.ساعت تماس در تمام ایام هفته فقط:15 الی 16 غیر از پنج شنبه ها بین ساعت 13 الی 18

در پناه خدا

+ نوشته شده توسط مالاها در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 3:7 |

شماها هم داستان ها و افسانه های قدیمی رو شنیدید، داستان رستم، غول چراغ جادو و هرکول رو، شما هم روزی مبهوت این داستان ها شدید و در رویاهاتون آرزو کردید.

 آرزو کردید ای کاش غول چراغ جادو داشتید یا شایدم تو عالم بچگی فکر کردید که واقعا دارید! بله دوستان من، این داستان همه ی ماهاست، همه ی ما در هر کجای کره خاکی که زندگی کنیم در اعماق وجودمون یه حس مشترک هست یه چیز بخصوص که فریاد میزنه ما روزی موجوداتی جادویی بودیم، روزی سلطان بودیم و روزی میتونستیم. این فریاد در بچگی قویتر بود اما هرچه بزرگتر شدیم و مثلا عاقل تر، سعی کردیم این صدا رو خفه کنیم یا نشنیده بگیریم.

اما امروز من اینجام، تا بگم میشه! میشه به رویاهاتون برسید و مثل قارون ثروتمند بشید، به شما مراسمی می آموزم که در زمانی کوتاه اثری فوق العاده داره و شماها رو به سرعت ثروتمند و قدرتمند میکنه، همون طوری که روزگاری اجداد ما بودند.

اما قبل از مراسم و آئین ثروت، بگذارید چیزهایی به شما بیاموزم تا دلسرد نشوید و بیراهه نروید! این چیزها را یه جادوگر معمولی به شما نمی گوید، جادوگر فقط دعا یا طلسمی به شما میدهد، اما من پیش از آن چیزهایی به شما میگویم که حاصل "دیدن" است، دیدن بی واسطه، پس اگر از بی پولی، قرض و بدبختی خسته شده اید، اگر دیگر نمی خواهید کس دیگری هدایت شما را به عهده بگیرد، تصمیم قاطع و محکم بگیرید همین حالا، به خود بگویید: " تصمیم میگیرم هر چه را که رایت به من می آموزد به کار بندم و مسئولیت کامل این کار را به عهده میگیرم، زیرا ثروتمند شدن حق من است و این چیزی است که واقعا می خواهم."  

 

حالا گوش کنید:

قبل از برانگیختن هر نیروی جادویی و متحدکردن دنیا با خودتان باید بزرگترین مانع را از سر راه خود بردارید و این مانع خود شما یا بخشی از شماست! افکار و خاطراتی که روزی برای محافظت از شما شکل گرفتند، چیزهایی که خودتان یا دیگران به شما تلقین کردند، با گذشت زمان بر آنها گرد و غبار نشست و شما آنها را فراموش کردید اما ذهن دوم شما فراموش نکرد و هنوز آنها را اعمال میکند و هر بار که بخواهید بر علیه اش شورش کنید یا دست یه کار جدیدی بزنید شما را سرکوب میکند، زیرا روزی شما از او اینگونه خواستید، بگذارید برای روشن شدن موضوع مثالی بزنم: فردی در کودکی گلدان گران قیمتی را میشکند، مادر از دست او عصبانی میشود و به اصطلاح از کوره در میرود، بر سر کودک فریاد میزند:"دست و پا چلفتی فقط بلدی خرابکاری کنی!" و کودک شرمسار این موضوع را میپذیرد و شاید باز در آینده بنا به دلایلی به او بگویند خرابکار یا حتی خود او، خودش را سرزنش کند تا حدی که این فکر وارد ذهن دوم یا همان ذهن پنهان او میشود و به او میگوید تو خرابکاری، روزگاری چند میگذرد و کودک بزرگ میشود این خاطرات برای او تمام شده اند اما نه برای ذهن دومش، زیرا ذهن دوم وظیفه حفاظت از فرد را به عهده دارد پس این فرد هر وقت که میخواهد کار مهمی انجام دهد ذهن پنهان دست به کار میشود و علائم خطر را میفرستد: هی! مراقب باش تو یه خرابکاری نباید به چیزی دست بزنی" و بعد معلوم است چه میشود... بله! فاجعه.

این خیلی ساده به نظر میرسد اما در مورد ثروت هم داستان بهتر از این نیست، آیا در بچگی حرف هایی از این قبیل را شنیده اید؟ "بچه مگه پول علف خرسه!، آخه مگه پول به این راحتی به دست میاید، و یا بدتر از اینها، من هیچ پول ندارم، گرفتارم، بدبختم و..." بله، میدانم اینها و جملاتی شبیه این برای شما آشناست، اما هنوز تمام نشده! هر کدام از شما افکاری برای خود ساخته اید شبیه اینها:"پولدارها همه از راه حرام پولدار شده اند، با نون زحمت کشی که نمیشه میلیاردر شد!، اگه پولدار شم همه دوستان رو از دست میدم، باید خیلی کار کنم! دیگه نمیتونم تفریح و استراحت کنم و ..."

خوب این طرح مشکل اصلی بود، خسته که نشدید! هنوز خیلی راه مونده:

اول: باید راه حل خلاص شدن از این افکار رو بیاموزید.(تهیه لیست و آگاه شدن)

دوم: شناخت سه خود (خود پایین تر،خود میانی و خود والاتر) و شناخت انرژی ها (مانا، مانا_مانا و مانا_لوآ)

سوم: فعال کردن انرژی ها و کمک گرفتن از سه خود.

چهارم: مراسم رایت جادوگر ( این یکی اصل مطلبه، در واقع مراحل قبل رو طی میکنید که به این یکی برسید.)

اول : تهیه لیست و آگاهی و اقتدار شخصی

جادوگران در زمان هایی از زندگیشون اقدام به تهیه لیست میکنن که این لیست معمولا به موضوعات سلامتی یا انرژی مربوط میشه، البته اونا به فرمان عقاب هم لیستی تهیه میکنن، اما ما میخوایم برای ثروتمند شدن لیست تهیه کنیم، صادقانه بگم این مرحله مشکله و وقت میخواد حتی کامل کردن لیست ممکنه چند روز طول بکشه، اما درست یادش بگیرید و انجامش بدید:

یه قلم و کاغذ بردارید، روی یک صفحه کاغذ چهار تا ردیف بکشید؛

 در ردیف اول بنویسید، "افکار منفی من در مورد پول"، همه چیزهای بدی که در مورد پول به ذهنتان میرسد را بنویسید.

در ردیف دوم بنویسید، "اگه پولدار بشم چه چیزهایی رو از دست میدم"، صادقانه جواب بدهید از قوه ی تخیل هم استفاده کنید هر چه را که حتی احتمال میدهید در صورت پولدار شدن از دست بدهید بنویسید، حالا این میتونه پیژامه ی کهنه! دوستان یا حتی وقتهای آزاد شما باشه.

در ردیف سوم بنویسید،" تصورات مثبت من در مورد پول"، خوب توی این ردیف هم همه خوبی های پول را بنویسید.

در ردیف چهارم بنویسد،" اگه پولدار بشم چه کارهای خوبی میتونم برای دیگران انجام بدم"، اینجا هم باید صادق باشید و از قوه ی تخیل هم استفاده کنید.

خوب حالا لیست شما آماده است در تهیه لیست عجله نکنید خوب فکر کنید اگه چیزی به ذهنتون رسید اضافه کنید یا اگه از چیزی خوشتون نیومد حذفش کنید، خوب ذهنتون رو بکاوید و پالایش کنید، فراموش نکنید موفقیت یا شکست شما بر پایه همین لیست بنا میشود.

 

حالا شما همه ی افکار منفی تون رو راجع به پول میدونید، همه ترس ها و رویاهاتون رو،حالا باید دست به کار بشید و از لیستتون استفاده کنید:

 

باید افکار منفی رو به افکار مثبت استحاله بدید، زیرا این تنها راهه. سعی نکنید اونها رو از بین ببرید زیرا اونها واقعا وجود دارند به شکل انرژیی که شما خلق کردید و همون طور که انیشتین میگه:  (ماده و انرژی هرگز نابود نمیشوند و فقط به هم تبدیل میشوند.)

 

و اما مراسم استحاله ی افکار و احساسات منفی:

 

برگه های کوچکی آماده کنید و هر فکر منفی را روی یک برگه بنویسید آتشی برپا کنید، با دوستان یا افراد خانواده تان دور آتش حلقه بزنید(اگر شما تنها هستید یا ترجیح میدهید باشید، میتوانید به تنهایی مراسم را برگزار کنید اما گروهی بهتر است) ابتدا خدایی را که میپرستید ستایش و شکر کرده از او کمک بخواهید، دعایی بخوانید هر چه که باشد سپس اولین برگه را با صدایی بلند بخوانید، سپس بگوئید که دیگر به آن باور احتیاجی ندارید و دیگر نمی خواهید آن باور را داشته باشید، کاغذ را در آتش بسوزانید، بعد باوری مثبت و کوتاه را جایگزین آن کرده به مراسم پایان دهید. برای فهم بهتر مثالی میزنم، من روی تکه کاغذی باورم را نوشته ام: "تنها از راه حرام میتوان پولدار شد." این باور را با صدای بلند میخوانم: (تنها از راه حرام میتوان پولدار شد) شما هم تکرار کنید میخواهم خوب یاد بگیرید، سپس میگویم من دیگر به این باور احتیاج ندارم دیگر نمی خواهم باور داشته باشم که تنها از راه حرام میتوان پولدار شد، فریاد بزنید بگذارید ذهن دوم خوب بشنود و از خواب بیدار شود فریاد بزنید یکبار فریاد زدن کسی را نکشته! در اینجای مراسم وضع شما درست مثل محکوم در بندی است که با تلاش و تقلا میخواهد خود را از بند برهاند، بعد کاغذ را در آتش بسوزانید بگذارید گرمایش تا مغز و استخوانتان نفوذ کند انگار آتش هم روزهای خوبی را نوید میدهد حالا گام آخر، بیان باور مثبت: "من باور دارم که از راه های خداپسندانه و نیک میتوان ثروتی هنگفت بدست آورد."

 

حالا با تکه کاغذ بعدی همین کار را انجام دهید تا همه ی آنها نابود شوند در پایان مراسم از پروردگارتان تشکر کنید اگر دوستانی همراه شما آمده اند از آنان نیز تشکر کنید و از آتش قبل از خاموش کردنش با این واژه ها تشکر کنید: (ای آتش پاک! از اینکه نیروی خود را در اختیار من قرار دادی و به من دمی الهی بخشیدی ترا سپاس میگویم، باشد که پروردگار ما را شکرگذار نعمت های خود قرار دهد، آمن!)

 

 خلاص شدن از دست باور هایی که در طول سالیان دراز پدید آمده اند کار دشواری است و به اقتدار شخصی بسیار نیاز دارد، اما شما را به این پند دلگرم میسازم که اگر از این مرحله عبور کنید افقی روشن و نورانی در مقابل شماست و در زمانی اندک، کمتر از آنچه تصور میکنید به خواسته تان میرسید و وقتی رایت ساحر میگوید به خواسته تان میرسید واقعا منظورش همین است.

 

 

ما موجودی واحد هستیم اما برای شناخت بهتر وجودمان را یه هفت "خود" تقسیم میکنیم که سه تا از این خودها که ما با آنها سر و کار داریم عبارتند از: خودپایین تر، خود میانی و خود والاتر.

 

 هر کدام از این خود ها با انرژی های مخصوص به خود به کار میپردازند که برای ادامه کار، شما باید با این خودها و نیروهای آنها آشنا شوید:

 

خود پایین تر: وظیفه ی حفظ حیات و محافظت از بدن فیزیکی را بر عهده دارد، زخم ها را التیام می بخشد و باعث رشد لایه های فیزیکی است، به گفته ی کینگ: ((خود پایین تر پایه و چارچوب چیزی است که میتواند تغییر یابد و میتواند عقده های عاطفی هم داشته باشد.)) دریافت کننده و مخزن اطلاعاتی است که از جهان اطراف بدست می آید، ذهن تجربی داشته، قیاسی می اندیشد، گنگ و لال است و با ایما و اشاره صحبت میکند.

 

خود میانی:( Uhane = روحی که میتواند صحبت کند.)

 

 خود هشیار ماست که از طریق آن به زندگی روزمره می پردازیم، جادوگران به آن ذهن اول هم میگویند. دلیل می آورد، اعمال اختیاری ما را اداره میکند، برای درک جهان فیزیکی و مادی اطراف از درک مستقیم بهره میبرد، آزاد است و اهداف را تعیین میکند، دارای حافظه کوتاه مدت است، اطلاعات جهان اطراف را که خود پایین تر ذخیره کرده، تحلیل میکند و تصوری از جهان اطراف به ما میدهد.

 

خود والاتر: (اوماکوا = Aumakua )

 

به آن روح یا خود خدا هم می گویند، ترجمه اش روح پدرانه ی معتبر یا روح پدر خیر اندیش و کاملا معتبر است.

 

برآورنده حاجات و شفابخش است. همراه و حافظ دو خود دیگر است، راهنما است، قدرت عینیت بخشی به قالبهای آکایی را دارد.

این از توضیح سه خود، حال باید بدانید که هرکدام از این خودها با نیروی ویژه ای به عمل میپردازند.

خود پایین تر با "مانا" ، خود میانی با "مانا_مانا" و خود والاتر با "مانا_لوآ ".

 

این نیروها در عملکرد سه خود و برآوردن آرزوها تاثیری حیاتی دارند، بس راههای کسب و نگهداری آنها بسیار مهم است، که مجال توصیف همه ی این راهها نیست اما بدانید که مانا نیروی حفظ حیات است در حالت عادی از ترکیب تنفس و غذایی که میخوریم تامین میشود. راه های کسب آن:

 

 عمیق و آرام و همیشه از بینی تنفس کنید، درست و خوب غذا بخورید و قبل از سیر شدن دست از غذا بکشید، به چیزی که اعتقاد دارید پایبند باشید، در زندگی راه درست را برگزینید و... (علاقه مندان به توضیح بیشتر به درس سوم:اقتدار شخصی رجوع کنند.)

 

مانا_مانا هم از غذا و تنفس بدست می آید و نیروی اراده است. ارتعاشی بیشتر از مانا دارد و در تصمیم گیری ها و تعیین اهداف به کار می آید. مانا_لوآ انرژی با شکوهی است که برای شفا بخشی، اعمال شگفت انگیز جادوگران و برآوردن آرزوها، به کار میرود.

 

  خوب حالا شما تصوری کلی از سه خود، عملکرد و نیروهایشان دارید، اگر کمی گیج شدید و نکته مبهمی وجود دارد دوباره بازگردید و این بخش را مطالعه کنید، در هر حال برای دعا و مراسممان به این ها احتیاج خواهیم داشت داریم.

 

 

در اینجا میخوام طریقه ی برآورده شدن آرزوها رو از طریق سه خود شرح بدم، بعد مراسم دعا و فعال کردن انرژی و در پایان هم مراسم "جادوگر رایت" برای ثروتمند شدن:

 

از اینکه هنوز با من همراه هستید خوشحالم و از اینکه احساس مسئولیت میکنید و تصمیمی قاطع گرفته اید، دیگر چیزی تا پایان راه نمانده.

 

اگر شما به درستی موانع و سدهای فکری را از بین برده باشید خودهای شما به طور طبیعی به کار میپردازند و اگر بیماری یا ناراحتی داشته باشید بر طرف میشود و شما آمادگی دستیابی به دور و درازترین اهدافتان را نیز میابید، اما چطور؟

 

وقتی شما خواسته ای را ابراز میکنید، این خواسته باید با مانا_مانا (نیروی اراده) قوت گیرد و از خود میانی به سوی خود پایین تر ارسال گردد، در این حالت خواسته ی شما همانند بذری است که در زمین خود پایین تر کاشته شده، حالا باید با مانا آبیاری شود، اگر شما خواسته تان را به درستی آبیاری کنید و سد و راه بندی هم در کار نباشد خود پایین تر آرزوی شما را برآورده میکند ولی اگر توانایی این کار را نداشته باشد خواسته را همراه مانا به خود والا تر ارسال میکند، اگر خواسته توسط خود والاتر اجابت شود، نیروی با شکوه مانا_لوآ فعال شده، آرزوی شما به طرز معجزه آسایی برآورده میشود. حالا اینکه چطور بذر خواسته را در خود پایین کاشت؟ یا چطور آنرا صعود داد؟ و ... را دو مراسم "دعا و فعال سازی" و مراسم "دعای جادوگر رایت"، شرح میدهم:

 

روشی که شرح میدهم، روشی ویژه برای برای برآوردن هر آرزویی است که جادوگران کشف کرده در طول قرون و اعصار سینه به سینه منتقل گشته، برای عمل کردن به این مراسم باید بدانید که چه میخواهید و چطور میتوانید خواسته تان را از تعرضات و افکار منفی پاک کنید.

 

توجه: خوب دقت کنید که این مراسم پایه و اصول ثروتمندی و برآوردن هر آرزویی است.

 

 

دعا و فعال سازی:

 

زمانی مناسب از روز را انتخاب کنید، زمانی خالی از هیجان و شلوغی، زمانی که ذهن و بدنتان بتوانند در آن آرام گیرند.

 

 ابتدا کمی آرام گیرید سپس باید به جذب مانا بپردازید، دعا کنید و به خاطر گناهانی که کردید طلب بخشش کنید، بعد به تنفس خود توجه کنید آرام و عمیق و از بینی نفس بکشید، حالا باید در آرامش و راحتی فرو روید، فرقی نمیکند نشسته یا خوابیده تمرین میکنید فقط آسوده باشید زیرا در این حالت است که دروازه های خود پایین تر برای پذیرش خواسته تان گشوده میشود، حالا تصویری واضح و روشن از چیزی را که میخواهید تصور کنید ( مثلا تصور استخری پر از طلا و شما در وسط آن!) این تصویر را کمی نگاه دارید، حالا اگر راه بندی بین خود میانی و پایین تر نباشد و تعرضی پیش نیاید این تصویر وارد خود پایین تر میشود، حالا شما بذر را در خود پایین تر کاشته اید و با تنفس و عبادتی که از قبل کرده اید مانای لازم را هم در اختیار دارید حالا باید به کمک این مانا خواسته تان را به خود والا تر صعود دهید اما همان طور که امواج قدرتمند خورشید تا توسط ذره بین متمرکز نشوند، قادر به سوزاندن کاغذی نیستند، نیروی مانای شما هم باید متمرکز شود، این مرحله ی مهمی است، ذهنتان را روی خواسته تان متمرکز کنید، میدانم که کار دشواری است اما همان طور که در مبحث مراقبه گفتم باید افکار مزاحم را به حال خود رها کرد و به فکر اصلی پرداخت، ذهنتان را خوب متمرکز کنید، بگذارید خود پایین تر بداند خواسته ی شما جدی است! فقط به خواسته تان توجه کنید، انگار که هیچ زندگیی در بیرون جریان ندارد، فقط شمایید و خواسته تان، هر چقدر وقت لازم است صرف کنید، وقتی که ذهنتان خوب آماده شد، تصویر ذهنی خواسته تان را مجسم کنید و با این واژه ها به خود پایین تر دستور دهید: (( ای خود پایین! آرزوی مرا به سوی خود والاتر ارسال کن.)) اگر تصویر شما از آرزوتان واضح و مشخص باشد و با ایمان و باور به خود پایینی دستور دهید، این خواسته برای خود والا تر ارسال میشود، و در این هنگام است که خود والاتر شروع به کار میکند، کل کائنات با شما همدست شده، انرژی با شکوه مانا_لوآ به جریان می افتد،خواسته تان به شکل نادیده در آکا قالب گیری میشود و همانطور که گفتم خود والاتر قدرت و دانش "جامد کردن" یا "عینیت بخشیدن" قالبهای آکایی به صورت ذرات فیزیکی را دارد، پس وقتی خواسته تان به شکل آکایی (اثیری) شکل بگیرد، فقط زمان لازم دارد تا به صورت مادی در آمده به سوی شما بازگردد.

 

نکته مهم: فورا بعد از اتمام مراسم، به زندگی عادی بازنگردید زیرا این کار خود پایین تر را در گیر مسائل روزمره کرده از اتمام کارش باز میدارد، بهتر است نیم یا یک ساعت بعد از مراسم را در آرامش به سر برید.

 

    و اما چند نکته در مورد این مراسم:

 

1. اگر شما قادر نیستید که از قوه ی تصور بهره ببرید یا این روش را موثر نمی یابید، میتوانید همین مراسم را انجام دهید، اما به جای تجسم آرزویتان، بعد از متمرکز کردن مانا جمله مثبت و کوتاهی را (مثل: من مثل قارون ثروتمند میشوم.) را سه بار با لحنی جدی، آرام و سرشار از ایمان بیان کنید.

 

2. زمانی که این مراسم را انجام میدهید، خود پایین تر باید کاملا بیکار باشد.پس معده ی شما باید خالی و هیچ غذای برای هضم شدن وجود نداشته باشد. روزه گرفتن هم موثر است.

 

3. مهمترین عامل برای برآورده شدن آرزویتان این است که خود پایین تر این آرزو را باور کند و همان طور که گفتم خود پایین، گنگ است و منبع اطلاعاتش فقط شمایید پس کاری کنید که خواسته تان را باور کنید، قصد امتحان مراسم را نداشته باشید زیرا فقط خودتان را امتحان میکنید، جنبه ی دیگری که باید بسیار به آن توجه کنید این است که عده ای فقط موقع انجام مراسم باور دارند، بعد به زندگی عادی خود بازگشته و دعایشان را فراموش میکنند یا چون صبر ندارند، با ناباوری کار خود پایین و خود والاتر را مخدوش میکنند اما بدانید خود پایین همیشه به مانا احتیاج دارد تا خواسته تان را آبیاری کند پس از "نهال خواسته تان" آب را دریغ نکنید.

 

4. یکی از مشکلات کسانی که این مراسم را انجام میدهند، کمبود ماناست، اگر شما هم احساس کردید دعای شما انرژی لازم را ندارد، باید از روش های دیگری نیز بهره ببرید که جادوگران به اصطلاح به آن "نفس دادن" میگویند، برای نفس دادن به دعایتان میتوانید از موسیقی آرام و ملایم، رقص و حرکاتی ساده و مفرح، شستن دست و پا و آب ریختن به بدن بهره بگیرید، گمان میکنم مسلمانان و مسیحیان مشکلی در این زمینه نداشته باشند. 

 

5. فراموش نکنید، خود والاتر برای برآوردن آرزوتان به زمانی نیاز دارد تا به تنهایی بر روی آرزوتان کار کند، پس بی جهت بی تابی و پافشاری نکنید و بگذارید خود والاتر کارش را انجام دهد در عین حال در سکوت، مشتاقانه و با ایمان منتظر برآوردن آرزوتان باشید.

 

6. اگر خواسته تان توسط خود والاتر اجابت شود حالات خاصی به شما دست میدهد، "تازه کارها" ممکن است فورا این مسئله را نفهمند اما کمی که با تجربه شوید، در درک این موضوع ماهر میشوید.

 

7. در صورتی که خود والاتر از عهده ی اجابت خواسته تان بر نیاید، خواسته ی شما به جهان های والاتر، به پوئه اوماکوا (خدایی که پدر است یا همراهی بزرگ اوماکوا) ارسال میشود.

 

مراسم و دعای جادوگر رایت*:

 

در یک کاغذ دراز صد بار بنویس (( أمَن یُجِیبُ المُضطَرَّ إذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ))، اگر جا نشد پشت کاغذ هم میتوانی بنویسی. (با جوهر)

 

بعد کاغذ دراز را به دور آهن ربایی بپیچ و در دست راستت بگیر، بعد در دست چپت لامپ یا هر چیز نورانی دیگر مثل جواهر و ... را بگیر، فقط باید گرد و نورانی باشد مثل ماه.

 

 بعد رو کن به آسمان و دست هایت را بالا ببر و بگو:

 

((خدایا! من روشنایی روحم و عجز و ناتوانیم را به تو تقدیم میکنم، کمکم کن ثروتمند شوم.))

 

 

 

((گفت پيغمبر که چون کوبی دری       عاقبت زان در برون آيد سری))

 

 

نکته:این مراسم جادویی توسط یک جادوگر به نام رایت جادوگر تالیف شده است.

+ نوشته شده توسط مالاها در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 2:59 |

ديگران گفته‌اند: چشم باز كنيد تا ببينيد ولي بزرگان اهل معنا مي‌گويند: چشم ببنديد تا ببينيد، از خيلي چيزها چشم‌پوشي كنيد تا چشم دلتان باز شود.

+ نوشته شده توسط مالاها در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 0:3 |

روح - جسم:

 

روح بخار جسم است

 

جسم میعان روح است.

 

+ نوشته شده توسط مالاها در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 0:2 |

اینشتین:

 

اعتقاد به "متافیزیک"

 

شرط "عاقل بودن" است.




+ نوشته شده توسط مالاها در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 و ساعت 0:1 |

متافیزیک


متافيزيك به تعبير ابن‌سينا مجموعه‌اي از حكمت ماقبل‌الطبيعه و مابعدالطبيعه مي‌باشد، همچنين ابعاد فرافيزيكي و ماورائي انسان را نيز شامل مي‌شود، كه با حواس پنج‌گانه قابل احساس نمي‌باشد، ولي با حواس برتر مي‌توان آن را ادراك كرد. به عبارت ديگر متافيزيك به مجموعه مقولات غير قابل ادراك با حواس ظاهري گفته مي‌شود. در برخي منابع، متافيزيك به معني  ”رفتن به ماوراي فيزيك“  آمده است؛ فيزيك نيز عبارت است از پديده‌هايي كه با حواس پنج‌گانه در حالت عادي احساس مي‌شود، پس براي درك متافيزيك بايد از حواس برتر بهره گرفت.

قرارگرفتن در مسير متافيزيك، نقطه عطفي بوده كه اميد است به شناخت خود و معرفت خداوند عزّوجل منتهي گردد (انشاءالله)، كه اين امر مهـمّ (خداشناسي) نيز از جمله اهداف خلقت انسان به شمار مي‌رود (الله اعلم). همچنين مي‌توان اميد داشت كه آشنايي با متافيزيك، در رسيدن به ساير اهداف خلقت انسان (عبادت و آزمايش) مؤثر واقع گردد. متافيزيك مي‌تواند بعنوان ابزار و وسيله‌اي براي پيشرفت در امور تحصيلي، شغلي، خانوادگي و مورد استفاده قرار گيرد. برخي افراد نيز به دليل حـسّ ماجراجويي، كنجكاوي، حقيقت‌جويي و يا براي تفريح و سرگرمي به سراغ متافيزيك مي‌آيند؛ جوانان به دليل عطش زيادي كه براي دست‌يابي به ناشناخته‌ها دارند، مشتاق اين مقوله مي‌باشند. برخي بزرگان نيز از متافيزيك به‌عنوان يك نياز فطري ياد كرده‌اند.

امروزه در سراسر دنيا متافيزيك به‌عنوان يك رشته‌ي علمي دانشگاهي مورد توجـّه قرار گرفته است و در بسياري از دانشگاه‌هاي معتبر دنيا جايگاه ويژه‌اي را به خود اختصاص داده است، تا جايي كه دانشگاه‌ها و دانشكده‌هاي اختصاصي براي ارائه آموزش‌هاي كلاسيك و رسمي متافيزيك در مقاطع تحصيلي مختلف شكل گرفته است. برخي از اين مراكز تا مقطع تحصيلي دكتراي تخصصي (Ph.D) دانشجو مي‌پذيرند. در همين راستا مي‌‌‌‌‌توان موارد زير را به‌عنوان نمونه ذكر كرد : دانشگاه بين‌المللي متافيزيك، دانشكده‌‌ي متافيزيك كي‌‌‌آرا، دانشكده‌ي مطالعات متافيزيك، دانشكده‌ي متافيزيك كامپوس، دانشكده‌ي خداشناسي متافيزيك. همچنين صدها مركز، مؤسسه، آزمايشگاه و مدرسه‌ي تخصصي در زمينه‌ي متافيزيك فعاليت دارند كه ذكر نام آنها در اينجا ممكن نيست.

امروزه در دنياي جديد و عصر علم و تكنولوژي، متافيزيك يكي از مسائل مورد توجه بسياري از افراد در سراسر جهان است. در ايران اسلامي نيز مشاهده مي‌شود كه افراد، بخصوص جوانان به آن توجه دارند، استقبال فراوان از كتاب‌هايي كه در اين زمينه منتشر مي‌شود و يا سمينارهايي كه در اين مقوله برگزار مي‌گردد، مبين آن است. همچنين استقبال قابل توجه از جلسات خصوصي كه در اين ارتباط تشكيل مي‌گردد، نيز تأييد كننده اين امر مهم مي‌باشد، حجم اطلاعات موجود بر روي شبكه جهاني اينترنت پيرامون متافيزيك و علوم مرتبط با آن نيز مبين ديگر اين مطلب مي‌باشد.


+ نوشته شده توسط مالاها در سه شنبه بیستم مرداد 1388 و ساعت 23:58 |

متافیزیک چیست


متافيزيك از ريشه‌ي «متافيزيكاس» كه يك كلمه‌ي يوناني مي‌باشد، گرفته شده است. كلمـه‌ي متافيزيكـاس از دو بخش «متا» به‌‌معناي «تغيير» و «فيزيكاس» به‌معنـاي طبيعت تشـكيل شده‌است. برخي نيز متافيزيك را از ريشه‌ي يوناني «متاتافوسيكا» دانسته‌اند كه با حذف حرف اضافه «تا» و تبديل «فوسيكا» به «فيزيك» به‌صورت متافيزيك درآمده است.

در حال حاضر لغت متافيزيك از پيشوند «متا» به‌معناي وراء، فرا، ماوراء، بعد و پشـت و كلمـه‌ي «فيزيـك» به‌معنـاي طبيعـت تشـكيل شده است. منظور از طبيعت، دنيايي است كه در حال حاضر، در آن زندگي كرده، آن را احسـاس و ادراك مي‌نماييم. پس متافيزيك به‌معناي ماوراءالطبيعه، مابعد‌الطبيعه و يا فوق‌طبيعت است و شامل بخـش‌هـايي از جهان بي‌كران هستي و موجوداتي مي‌شود، كه از حوزه‌ي ادراك حـواس پنج‌گانه‌ي ظاهري ما خارج است.

بنا‌به گفته‌ي مورّخان، لفظ متافيزيك، نخست به‌صورت نامي براي يكي از كتاب‌هاي ارسطو به‌كار رفته بود، كه از نظر ترتيب بعد از كتاب «طبيعت» قرار داشته، از طرف مؤلف، نام و عنوان خاصي به آن داده نشده بود، كه بعدها به آن كتاب، عنوان «بعد از طبيعيات» داده شد. اين كتاب از مباحث كلّي وجود بحث مي‌كرده ‌است، مباحثي كه در علوم اسلامي به امور عامه معروف شده، بعضي از فلاسفه‌ي اسلامي، نام «ماقبل‌الطبيعه» را نيز براي آن مناسب دانسته‌اند.

در بعضي از منابع، متافيزيك نام مجموعه‌اي از مسائل عقلـي- نظـري اسـت، كه بخشـي از فلسـفه‌ي به اصـطلاح عـامّ را تشـكيل  مي‌داده است. چنان‌كه امروز گاهي واژه‌ي فلسفه به آنها اختصاص داده مي‌شود و يكي از اصطلاحات جديد فلسفه مساوي با متافيزيك مي‌باشد، كه كوشش مي‌كند، تا طبيعت اساسي هر واقعيّتي، چه قابل رؤيـت و چه  غير قابل رؤيت را درك كند.

«دانشكده‌ي متافيزيك كي‌آرا» در استراليا، متافيزيك را «رفتن به وراي مادّه» توصيف كرده است. «دانشكده‌ي مطالعات متافيزيك»، متافيزيك را علم «بودن» مي‌داند، همچنين معتقد است كه متافيزيك علم يا فلسفه‌اي است كه ذات، علل اوليّه و يا قوانين حاكم بر تمام مخلوقات را به‌طور سازمان يافته بررسي مي‌كند؛ بررسي حقيقت و ذات جهان نيز در همين مقوله قرار مي‌گيرد. در تعريف اين دانشكده،  متافيزيك، رفتن به وراي حواسّ پنج‌گانه آمده است. همچنين آمده است كه متافيزيك راهي است كه زندگي را در سطوح روحي، رواني، ذهني و فيزيكي تشريح مي‌كند.

«دانشكده‌ي خداشناسي متافيزيكي» درآمريكا، بررسي «علل اوليه‌ي هستي و دانش» را متافيزيك مي‌داند. پژوهشگران اين دانشكده معتقدند، متافيزيك درصدد توضيح ذات «بودن» و مبداء و ساختار جهان است. همچنين متافيزيك اتّحاد ويژگي‌هاي روحي، ذهني و فيزيكي را مدّ نظر دارد.

دكتر لاكلان هايندز متافيزيك را شامل آنچه كه ماوراي طبيعت قابل ديد است، مي‌داند. به تعبير ابن‌سينا، متافيزيك مجموعه‌اي از حكمت ماقبل‌الطبيعه و مابعدالطبيعه است، كه ابعاد غير فيزيكي و ماورائي انسان را نيز شامل مي‌شود، كه با حواسّ معمولي قابل احساس نمي‌باشد، ولي با حواسّ برتر مي‌توان آن را ادراك كرد.

ارسطو معتقد است كه متافيزيك به انديشه در مورد «اكثر مسائل اساسي وجود» مي‌پردازد. حكيمان مسلمان نيز همين مفهوم را با تعـابير ديگري بيان داشته‌اند. آنان معتقدند كه موضوع متافيزيـك «وجود» است. ويليام جيمز، متافيزيك را جهد بليغ و سعي وافر در طريق تفكّر واضح مي‌داند. ريچارد تيلور در كتاب «مابعد‌الطبيعه» خود، متافيزيك را انديشيدن درباره‌ي اساسي‌ترين مسائل وجود بدون تحكّم بيان مي‌كند. برتراندراسل متافيزيك را كوشش براي شناختن كل عالم از راه تفكر مي‌داند.

در متون و منابع «دانشگاه بين‌المللي متافيزيـك»، «دانشـگاه اطلاعات متافيزيك»، «دانشگاه مطالعات ماورايي» و «دانشگاه ايالتي متافيزيك» نيز تعاريفي مشابه آنچه ذكر گرديد، از متافيزيك آمده است.

«انجمن جهاني متافيزيك»، «انجمن متافيزيك دنيا»، «جامعه‌ي بين‌المللي متافيزيك»، «انجمن تحقيقات متافيزيك»، «انجمن دكترهاي متافيزيك»، «آكادمي متافيزيك» و «آكادمي بين‌المللي آگاهي» نيز تعاريف مشابهي از متافيزيك ارائه كرده‌اند.

حكيمان مابعد‌الطبيعي از جمله افلاطون، فارابي، ملاصدرا، آگوستين، لايب‌نيتز و سايرين نيز تعاريف نزديك به مضامين فوق‌الذكر دارند. دكتر شالكو و دكتر باتلر نيز همين مفاهيم را با بيان ديگـري ابراز داشته‌اند. بسياري از استادان و پژوهشـگران معاصـر نيز بر همـين عقيده‌اند.


+ نوشته شده توسط مالاها در سه شنبه بیستم مرداد 1388 و ساعت 23:58 |

سبز در هاله

     سبز رنگ رشد است و نشان دهنده ی قلبي عاشق، طبيعتي دلسوز و صداقت زياد براي زندگي با لذت است. سبز روشن شفاف اشتياق شخص برای کمک به ديگران و اتصال به مادر طبيعت را نشان مي دهد. سبز زمردين نشانه ي توانايي شفاگري و عشق به مردم همراه با طبيعتي مشفق است. سبز تيره و کدر نشان مي دهد که شخص به درمان نياز دارد و شخصيتي زميني و انعطاف ناپذير دارد. رنگ سبز، رنگ چاکراي چهارم يا چاکراي قلب، شش ها، سيستم ايمني، سيستم لنفاوي و سيستم تنفسي است.
+ نوشته شده توسط مالاها در سه شنبه بیستم مرداد 1388 و ساعت 23:50 |

زرد در هاله

          زرد، رنگ نور خورشيد و طبع آسان گير است. زرد روشن شفاف نشان دهنده ي هوش و خود آگاهي است. اين رنگ، رنگ ادراک منطقي و تفکر علمي است. زرد تيره و کدر نشان دهنده ي حالت عصبي با تفکر غير روشن است. اين خصوصيات، به تنهايي و خود محوری يا وسواس منتهي مي شود. رنگ زرد، رنگ چاکراي سوم يا شبکه خورشيدي، معده، کبد، روده ی کوچک و دستگاه گوارش است.
+ نوشته شده توسط مالاها در سه شنبه بیستم مرداد 1388 و ساعت 23:50 |

نارنجي درهاله

     نارنجي نشانه­ي انرژيهاي عاطفي و مبتکرانه است. به ياد داشته باشيد که نارنجي ترکيب قرمز و زرد است. قرمز، انرژي تحرک و پويايي است در حالي که زرد هوشمندي و تمرکز شفاف است. نارنجي روشن، رنگ خلاقيت و اعتماد به نفس بوده و بيانگر شخصيت قوي است. شما براي ديگران جذاب هستيد و قلبي گرم و دلسوز داريد. نارنجي تيره و کدر به اين مفهوم است که ممکن است شما انزواي عاطفي يا انسداد در خلاقيت داشته باشيد. نارنجي رنگ چاکراي دو يا چاکراي جنسي، اندام هاي توليد مثل، روده ها، اَدرنال، طحال و کليه هاست.
+ نوشته شده توسط مالاها در سه شنبه بیستم مرداد 1388 و ساعت 23:50 |


Powered By
BLOGFA.COM